نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان -1
نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان -1
نقش خانواده در انتقال محبت امام زمان -1
نهاد خانواده از نهادهای مهم جوامع بشری است که بسیاری از نیازهای زیستی و روانی انسانها را برآورده میکند. انتقال ارزشها و باورداشتهای جامعه به فرزندان از مهمترین کارکردهای خانواده است. از سوی دیگر، محبت و دوستی اهلبیت(ع)، به ویژه محبت امام زمان(عج)، از ارزشهای برجسته جامعه دینی به شمار میآید که انتقال این ارزش مهم، همانند ارزشهای دیگر از کارکردهای نهاد خانواده است. در این نوشتار، نقش خانواده را در فرایند انتقال محبت امام زمان(عج) باز میگوییم و راهکارهایی را بررسی خواهیم کرد که خانواده باید در پیشگیرد تا بتواند محبت امام زمان(عج) را به فرزندان خود منتقل کنند. در این میان، به آسیبهایی خواهیم پرداخت که در این فرایند فراسوی نهاد خانواده قرار دارد.شناخت این راهکارها و آسیبها، به خانوادهها کمک میکند تا بتوانند محبت اهلبیت را با تأثیرگذاری بیشتری به فرزندان خود هدیه دهند و نیکبختی دنیوی و اخروی آنها را تضمین کنند.
اهداف
مطالبی در بحث ضرورت انتقال محبت بیان شد:ه که اهداف را نیز تا حدی روشن میکند، ولی به طور مشخص اهداف ذیل را در طرح این موضوع میتوان برشمرد:
1. خانوادهها به یکی از مهمترین وظایف خویش در امر تربیت فرزندان (أدَّبوا أولادَکم علی ثلاث خصالٍ، حبّّ نبیِّکم و حبِّ اهلِ بیته و قرائةِ القرآنِ[1] ( کنزالعمال، ج16، ص456)) بپردازند که متأسفانه پرداختن به مشکلات زندگی و تلاش برای رفاه و لذت بیشتر، بسیاری از والدین را از وظایف مهم تربیتی دور کرده است. آشنا کردن والدین با این وظیفه، و معرفی کردن راهکارهای عملی به آنها که در بحث راهکارها میآید.
2. پرورش نسلی منتظر که در سایه محبت به حضرت، زمینه ظهور را فراهم آورند.
3. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب که تمام توجهاش به عشقهای زودگذر به انسان، لوازم، لباس و... است و جایگزین کردن عشق و محبت به حضرت که تمام ویژگیهای معشوق حقیقی را داراست.
4. ارائه راهکاری آسان و کارآمد به والدین برای انتقال محبت حضرت تا زمینه انتقال دیگر ارزشهای دینی و هنجارهای رفتاری در فرزندان نیز فراهم آید.
5. جلوگیری از گرایش شدید مراکز مشاوره به سمت و سوی راهکارهای غیربومی و دینی برای برطرف ساختن مشکلات تربیتی و ارائه راهحلی آسان و عملی که با آموزههای دینی همآهنگ باشد. متأسفانه در برخی مراکز مشاوره خانواده، گاه راهحلهایی برای رفع مشکلات تربیتی فرزندان ارائه میشود که نه با فرهنگ دینی و نه با فرهنگ بومی ما همآهنگی دارد.
6. شواهد متعددی نشان میدهد که بسیاری از انسانها در سرتاسر دنیا، تشنه معارف دینی و الهی هستند. این مسئله، از گریز از فرهنگ مادی غرب سرچشمه میگیرد که با فطرت انسانها ناسازگار است و نمیتواند نیازهای وجودی آنها را برطرف سازد. ازاینرو، روز به روز به تعداد افرادی که خواهان راهکارهای دینی در اداره جامعه، خانواده و... هستند، افزوده میشود. از طرفی ما وظیفه داریم پاسخی به آن نیازها بدهیم؛ لذا این نوشته میتواند بخشی از نیازها را برآورده سازد و دستکم دری به روی بسیاری از تشنگان باز کند و آنها را به تفکر و تأمل وادارد که خانواده اسلامی، چه تواناییهایی برای تربیت فرزندان دارد. در حقیقت این نوشته، الگویی عملی و کارآمد را پیش روی آنها قرار میدهد.
1. خانوادهها به یکی از مهمترین وظایف خویش در امر تربیت فرزندان (أدَّبوا أولادَکم علی ثلاث خصالٍ، حبّّ نبیِّکم و حبِّ اهلِ بیته و قرائةِ القرآنِ[1] ( کنزالعمال، ج16، ص456)) بپردازند که متأسفانه پرداختن به مشکلات زندگی و تلاش برای رفاه و لذت بیشتر، بسیاری از والدین را از وظایف مهم تربیتی دور کرده است. آشنا کردن والدین با این وظیفه، و معرفی کردن راهکارهای عملی به آنها که در بحث راهکارها میآید.
2. پرورش نسلی منتظر که در سایه محبت به حضرت، زمینه ظهور را فراهم آورند.
3. مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب که تمام توجهاش به عشقهای زودگذر به انسان، لوازم، لباس و... است و جایگزین کردن عشق و محبت به حضرت که تمام ویژگیهای معشوق حقیقی را داراست.
4. ارائه راهکاری آسان و کارآمد به والدین برای انتقال محبت حضرت تا زمینه انتقال دیگر ارزشهای دینی و هنجارهای رفتاری در فرزندان نیز فراهم آید.
5. جلوگیری از گرایش شدید مراکز مشاوره به سمت و سوی راهکارهای غیربومی و دینی برای برطرف ساختن مشکلات تربیتی و ارائه راهحلی آسان و عملی که با آموزههای دینی همآهنگ باشد. متأسفانه در برخی مراکز مشاوره خانواده، گاه راهحلهایی برای رفع مشکلات تربیتی فرزندان ارائه میشود که نه با فرهنگ دینی و نه با فرهنگ بومی ما همآهنگی دارد.
6. شواهد متعددی نشان میدهد که بسیاری از انسانها در سرتاسر دنیا، تشنه معارف دینی و الهی هستند. این مسئله، از گریز از فرهنگ مادی غرب سرچشمه میگیرد که با فطرت انسانها ناسازگار است و نمیتواند نیازهای وجودی آنها را برطرف سازد. ازاینرو، روز به روز به تعداد افرادی که خواهان راهکارهای دینی در اداره جامعه، خانواده و... هستند، افزوده میشود. از طرفی ما وظیفه داریم پاسخی به آن نیازها بدهیم؛ لذا این نوشته میتواند بخشی از نیازها را برآورده سازد و دستکم دری به روی بسیاری از تشنگان باز کند و آنها را به تفکر و تأمل وادارد که خانواده اسلامی، چه تواناییهایی برای تربیت فرزندان دارد. در حقیقت این نوشته، الگویی عملی و کارآمد را پیش روی آنها قرار میدهد.
ضرورت انتقال محبت اهلبیت: به فرزندان
از جمله ویژگیهای هر مقالهای آن است که بر اساس اولویتبندی مسائل و مشکلات، به حل مسئله و مشکلها بپردازد. در هر جامعهای، مسائل و معضلات فراوانی وجود دارد که برخی از آنها حساستر و مبناییتر است. ابتدا آنها را باید حل کرد، سپس به سراغ بقیه رفت. در این بخش، به ضرورت پرداختن به این موضوع میپردازیم.
1. اهمیت و نقش محبت اهلبیت: و سعادتمندی انسانها:
بر اساس جهانبینیما، در ورای این دنیا، آخرتی در پیش است که نیکبختی ما در آنجا، در همین دنیا رقم میخورد. پس این ما هستیم که میتوانیم آیندهای روشن و پر از نیکی برای خودمان آماده کنیم. بر اساس مبانی دینی، محبت اهلبیت: و ارادت به ایشان، از جمله راههای میانبُر و سریع برای رسیدن به سعادت اخروی است. چه بسا بتوان ادعا کرد که اگر محبت اهلبیت در دل کسی نباشد، بعید است بتواند در آخرت نجات یابد؛ البته حساب جاهل قاصر جداست؛ یعنی کسی که نمیداند و زمینه برایش فراهم نیست. از میان روایات متعدد، به چند مورد اشاره میکنیم:الف) زمخشری از مفسران اهلسنت، در تفسیر معروف خود به نام الکشاف در ذیل آیه ?قُل لَّا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى?[2] میفرماید: عن النبیِ[6] إنه قال: من مات علی حبِّ آل محمد مات شهیداً، ألا و من مات علی حب آل محمدٍ مات مغفوراً له، ألا و من مات علی حب آل محمد مات تائباً... ؛ [3]پیامبر6 فرمودند: کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، شهید است، آمرزیده میشود، توبهکننده به شمار میآید، با ایمان کامل مرده است، ملک الموت او را به بهشت بشارت میدهد و... .ب) از پیامبر اکرم6 فرموده است: [دوستی من] و اهلبیتم، در هفت منزل سخت و خطرناک برای شما سودمند است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام نشور، هنگام حساب و کتاب، نزد میزان و هنگام عبور از صراط. [4]شاید بر همین اساس، یکی از وظایف والدین، انتقال محبت اهلبیت: به فرزندان شمرده شده است؛ چنانکه علی(ع) از پیامبر(ص) نقل میفرماید: فرزندان خود را بر سه صفت تربیت کنید: دوستی پیامبرتان، محبت اهلبیت او و قرائت قرآن.حال که محبت اهلبیت اینقدر مهم است و نقش مهمی در رستگاری انسانها دارد، ضرورت دارد والدین و نظام تربیتی ـ آموزشی جامعه ما، تلاشی دو چندان برای انتقال این محبت به فرزندان از خود نشان دهند.
2. مانع انجام دادن ناهنجاریهای اجتماعی و فردی
سالانه هزینههای مالی و زمانی بسیاری در جوامع و خانوادهها، صرف کنترل نابسامانیهای اخلاقی و اجتماعی میشود که نتایج آن معمولاً چندان رضایتبخش نیست؛ مثل برخورد با مجرمان، تقویت پلیس، زندان، جریمه و... . در جوامع غربی عموماً کنترل بیرونی شدید است و افراد از ترس قانون، جرئت خلاف ندارند یا کمتر خلاف میکنند؛ اما وقتی کنترل برداشته شود، آمار جرایم بالا میرود. در مکتب اسلام، گرچه برای جلوگیری از انحرافات به کنترل بیرونی مثل حد، قصاص، امر به معروف و نهی از منکر و... اشاره شده، عمده توجه به کنترل درونی است؛ یعنی افراد باید طوری تربیت شوند که مانع درونی در خودشان بیابند و حتی در نبود ناظر بیرونی، مرتکب خطا نشوند. محبت اهلبیت:، به ویژه محبت وجود حضرت ولیعصر(عج)، یکی از عوامل عمده در ترک اعمال ناشایست است؛ چراکه وقتی انسان به حضرت محبت داشت، سعی میکند از اعمالی که این محبت را از بین میبرد بپرهیزد و همآهنگ با میل محبوب خود حرکت کند. بنابراین، اگر عشق و محبت به حضرت حجت(عج) در سطح خانوادهها و جامعه گسترش یابد، بسیاری از معضلات اجتماعی و فردی حل خواهد شد و لازم نیست هزینههای گزافی صرف جلوگیری از ناهنجاریهای اجتماعی شود.
3. از منتظران شدن:
ما به منتظر بودن مأمور شدهایم. امام علی(ع) میفرماید: انْتَظَرُوا الْفَرَجَ... فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛[5] منتظر فرج باشید و بدانید که محبوبترین اعمال نزد خدا، انتظار فرج است.از طرفی، انتظار، صرف ادعا نیست، بلکه امری است مشکل. امیر مؤمنان میفرماید: کسی که منتظر امر ماست، مثل شهیدی است که در خون خود شناور است.[6] بنابراین، باید در عمل ثابت کرد که منتظر هستیم؛ مثل شهیدی که عملاً وارد عرصه جهاد میشود و سختیها را تحمل میکند. به نظر میرسد یکی از راههای اثبات ادعای منتظر بودن، انتقال محبت حضرت به فرزندان است (صداقت در انتظار)؛ به طوری که این جزء برنامه زندگی باشد و در رأس نیازهای فرزندان بدان توجه شود. در آن صورت، از برکات دعای امام صادق(ع) بهرهمند خواهیم شد که فرمود: خداوند بندهای را رحمت کند که ما را نزد مردم محبوب سازد.[7]
4. محبت، زمینه پذیرش دیگر احکام و اخلاق دینی
از راه محبت اهل بیت، به ویژه حضرت امام زمان(عج) می توان دیگر احکام دینی و آموزه های اخلاقی را به فرزندان منتقل کرد؛ چون وقتی امام خوبی ها نزد آنها محبوب شد، در عمل به سوی او گرایش می یابند و او را الگو و مرجع خود قرار می دهند. این از ویژگی های انسان است که اگر کسی نزد او محبوب شد، سعی می کند در گفتار و رفتار به او توجه کند و از او الگو گیرد. شاید حضرت علی(ع) براساس همین نکته می فرماید: مَن أحَبَّ شیئاً لَهِجَ بذکرِه؛[8] کسی که چیزی را دوست داشته باشد، همواره به یاد اوست. بنابراین، محبت حضرت، بستری فراهم می آورد که فرزندان به سمت خوبی ها گرایش یابند.
5. اهمیت خانواده
الف) خانواده، نخستین کانون و مدرسه ای است که فرزند بیشترین روزهای عمر کودکی خود را در آن می گذراند (مدت زمان ارتباط).
ب) فرزند، بهترین دوران عمر تربیتی را در خانواده می-گذراند. حضرت علی(ع) فرموده است: قلب نونهال، مثل زمین خالی می ماند که هرچه در آن بکاری می پذیرد.[9]
ج) بهترین نوع ارتباط در خانواده حاکم است (عاطفه محوری).با توجه به اهمیت شگفت خانواده و وجود زمینه در فرزند، شایسته است خانواده ها و والدین در تربیت دینی فرزند که انتقال محبت حضرت حجت یکی از مصادیق آن است، بسیار بکوشند.
6. نجات خانواده از آسیب ها
فرهنگ غرب که رفاه و لذت فردی را اصل می داند، باعث شده خانواده در معرض فروپاشی قرار بگیرد. این مسئله، مهمترین دلیل بالا رفتن آمار طلاق در کشورهای غربی است. از طرفی، سرعت ارتباطات و انتقال فرهنگ ها، باعث شده این فرهنگ به کشورهای اسلامی نیز سرایت کند، و در نتیجه، خانواده جایگاه والای خود (یعنی اساسی ترین بنیان در اسلام که در روایات به آن اشاره شده) را کمی از دست بدهد. از پیامدهای این مسئله، بازماندن والدین از تربیت فرزندان است؛ چون در پرتو تفکر غربی، پرداختن به جسم فرزند در اولویت قرار می گیرد، و به تبع آن، مشکلات ناشی از کمبودهای تربیتی دامنگیر خانواده و خود فرزندان می شود. اما انتقال محبت حضرت به فرزندان، هم فضای خانه را نورانی و خوشبو می کند، هم پایه های خانواده را مستحکم می سازد و هم آینده خانواده فرزندان را بیمه می کند.
7. نیاز خانوادهها
بسیاری از والدین در امر تربیت فرزندان به مشکل برمی خورند. نشانه وجود این مشکلات، فراوانی مراکز مشاوره در سطح کشور، پرداختن مراکز ارتباطی و رسانه ای به این مهم و نیز چاپ کتاب ها و مقاله های علمی فراوان دراین باره است. به جرئت می توان ادعا کرد که اگر والدین بکوشند محبت اهل بیت(ع)، به ویژه حضرت مهدی(عج) را از راه صحیح به فرزندان خود انتقال دهند، بسیاری از مشکلات تربیتی فرزندان را حل خواهند کرد و نیازی به اضطراب، دغدغه خاطر و صرف هزینه های فراوان نخواهند داشت. البته راه صحیح تربیت و انتقال محبت مهم است که در بخش راهکارها به آن خواهیم پرداخت.
1. اهمیت و نقش محبت اهلبیت: و سعادتمندی انسانها:
بر اساس جهانبینیما، در ورای این دنیا، آخرتی در پیش است که نیکبختی ما در آنجا، در همین دنیا رقم میخورد. پس این ما هستیم که میتوانیم آیندهای روشن و پر از نیکی برای خودمان آماده کنیم. بر اساس مبانی دینی، محبت اهلبیت: و ارادت به ایشان، از جمله راههای میانبُر و سریع برای رسیدن به سعادت اخروی است. چه بسا بتوان ادعا کرد که اگر محبت اهلبیت در دل کسی نباشد، بعید است بتواند در آخرت نجات یابد؛ البته حساب جاهل قاصر جداست؛ یعنی کسی که نمیداند و زمینه برایش فراهم نیست. از میان روایات متعدد، به چند مورد اشاره میکنیم:الف) زمخشری از مفسران اهلسنت، در تفسیر معروف خود به نام الکشاف در ذیل آیه ?قُل لَّا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى?[2] میفرماید: عن النبیِ[6] إنه قال: من مات علی حبِّ آل محمد مات شهیداً، ألا و من مات علی حب آل محمدٍ مات مغفوراً له، ألا و من مات علی حب آل محمد مات تائباً... ؛ [3]پیامبر6 فرمودند: کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، شهید است، آمرزیده میشود، توبهکننده به شمار میآید، با ایمان کامل مرده است، ملک الموت او را به بهشت بشارت میدهد و... .ب) از پیامبر اکرم6 فرموده است: [دوستی من] و اهلبیتم، در هفت منزل سخت و خطرناک برای شما سودمند است: هنگام مرگ، در قبر، هنگام نشور، هنگام حساب و کتاب، نزد میزان و هنگام عبور از صراط. [4]شاید بر همین اساس، یکی از وظایف والدین، انتقال محبت اهلبیت: به فرزندان شمرده شده است؛ چنانکه علی(ع) از پیامبر(ص) نقل میفرماید: فرزندان خود را بر سه صفت تربیت کنید: دوستی پیامبرتان، محبت اهلبیت او و قرائت قرآن.حال که محبت اهلبیت اینقدر مهم است و نقش مهمی در رستگاری انسانها دارد، ضرورت دارد والدین و نظام تربیتی ـ آموزشی جامعه ما، تلاشی دو چندان برای انتقال این محبت به فرزندان از خود نشان دهند.
2. مانع انجام دادن ناهنجاریهای اجتماعی و فردی
سالانه هزینههای مالی و زمانی بسیاری در جوامع و خانوادهها، صرف کنترل نابسامانیهای اخلاقی و اجتماعی میشود که نتایج آن معمولاً چندان رضایتبخش نیست؛ مثل برخورد با مجرمان، تقویت پلیس، زندان، جریمه و... . در جوامع غربی عموماً کنترل بیرونی شدید است و افراد از ترس قانون، جرئت خلاف ندارند یا کمتر خلاف میکنند؛ اما وقتی کنترل برداشته شود، آمار جرایم بالا میرود. در مکتب اسلام، گرچه برای جلوگیری از انحرافات به کنترل بیرونی مثل حد، قصاص، امر به معروف و نهی از منکر و... اشاره شده، عمده توجه به کنترل درونی است؛ یعنی افراد باید طوری تربیت شوند که مانع درونی در خودشان بیابند و حتی در نبود ناظر بیرونی، مرتکب خطا نشوند. محبت اهلبیت:، به ویژه محبت وجود حضرت ولیعصر(عج)، یکی از عوامل عمده در ترک اعمال ناشایست است؛ چراکه وقتی انسان به حضرت محبت داشت، سعی میکند از اعمالی که این محبت را از بین میبرد بپرهیزد و همآهنگ با میل محبوب خود حرکت کند. بنابراین، اگر عشق و محبت به حضرت حجت(عج) در سطح خانوادهها و جامعه گسترش یابد، بسیاری از معضلات اجتماعی و فردی حل خواهد شد و لازم نیست هزینههای گزافی صرف جلوگیری از ناهنجاریهای اجتماعی شود.
3. از منتظران شدن:
ما به منتظر بودن مأمور شدهایم. امام علی(ع) میفرماید: انْتَظَرُوا الْفَرَجَ... فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛[5] منتظر فرج باشید و بدانید که محبوبترین اعمال نزد خدا، انتظار فرج است.از طرفی، انتظار، صرف ادعا نیست، بلکه امری است مشکل. امیر مؤمنان میفرماید: کسی که منتظر امر ماست، مثل شهیدی است که در خون خود شناور است.[6] بنابراین، باید در عمل ثابت کرد که منتظر هستیم؛ مثل شهیدی که عملاً وارد عرصه جهاد میشود و سختیها را تحمل میکند. به نظر میرسد یکی از راههای اثبات ادعای منتظر بودن، انتقال محبت حضرت به فرزندان است (صداقت در انتظار)؛ به طوری که این جزء برنامه زندگی باشد و در رأس نیازهای فرزندان بدان توجه شود. در آن صورت، از برکات دعای امام صادق(ع) بهرهمند خواهیم شد که فرمود: خداوند بندهای را رحمت کند که ما را نزد مردم محبوب سازد.[7]
4. محبت، زمینه پذیرش دیگر احکام و اخلاق دینی
از راه محبت اهل بیت، به ویژه حضرت امام زمان(عج) می توان دیگر احکام دینی و آموزه های اخلاقی را به فرزندان منتقل کرد؛ چون وقتی امام خوبی ها نزد آنها محبوب شد، در عمل به سوی او گرایش می یابند و او را الگو و مرجع خود قرار می دهند. این از ویژگی های انسان است که اگر کسی نزد او محبوب شد، سعی می کند در گفتار و رفتار به او توجه کند و از او الگو گیرد. شاید حضرت علی(ع) براساس همین نکته می فرماید: مَن أحَبَّ شیئاً لَهِجَ بذکرِه؛[8] کسی که چیزی را دوست داشته باشد، همواره به یاد اوست. بنابراین، محبت حضرت، بستری فراهم می آورد که فرزندان به سمت خوبی ها گرایش یابند.
5. اهمیت خانواده
الف) خانواده، نخستین کانون و مدرسه ای است که فرزند بیشترین روزهای عمر کودکی خود را در آن می گذراند (مدت زمان ارتباط).
ب) فرزند، بهترین دوران عمر تربیتی را در خانواده می-گذراند. حضرت علی(ع) فرموده است: قلب نونهال، مثل زمین خالی می ماند که هرچه در آن بکاری می پذیرد.[9]
ج) بهترین نوع ارتباط در خانواده حاکم است (عاطفه محوری).با توجه به اهمیت شگفت خانواده و وجود زمینه در فرزند، شایسته است خانواده ها و والدین در تربیت دینی فرزند که انتقال محبت حضرت حجت یکی از مصادیق آن است، بسیار بکوشند.
6. نجات خانواده از آسیب ها
فرهنگ غرب که رفاه و لذت فردی را اصل می داند، باعث شده خانواده در معرض فروپاشی قرار بگیرد. این مسئله، مهمترین دلیل بالا رفتن آمار طلاق در کشورهای غربی است. از طرفی، سرعت ارتباطات و انتقال فرهنگ ها، باعث شده این فرهنگ به کشورهای اسلامی نیز سرایت کند، و در نتیجه، خانواده جایگاه والای خود (یعنی اساسی ترین بنیان در اسلام که در روایات به آن اشاره شده) را کمی از دست بدهد. از پیامدهای این مسئله، بازماندن والدین از تربیت فرزندان است؛ چون در پرتو تفکر غربی، پرداختن به جسم فرزند در اولویت قرار می گیرد، و به تبع آن، مشکلات ناشی از کمبودهای تربیتی دامنگیر خانواده و خود فرزندان می شود. اما انتقال محبت حضرت به فرزندان، هم فضای خانه را نورانی و خوشبو می کند، هم پایه های خانواده را مستحکم می سازد و هم آینده خانواده فرزندان را بیمه می کند.
7. نیاز خانوادهها
بسیاری از والدین در امر تربیت فرزندان به مشکل برمی خورند. نشانه وجود این مشکلات، فراوانی مراکز مشاوره در سطح کشور، پرداختن مراکز ارتباطی و رسانه ای به این مهم و نیز چاپ کتاب ها و مقاله های علمی فراوان دراین باره است. به جرئت می توان ادعا کرد که اگر والدین بکوشند محبت اهل بیت(ع)، به ویژه حضرت مهدی(عج) را از راه صحیح به فرزندان خود انتقال دهند، بسیاری از مشکلات تربیتی فرزندان را حل خواهند کرد و نیازی به اضطراب، دغدغه خاطر و صرف هزینه های فراوان نخواهند داشت. البته راه صحیح تربیت و انتقال محبت مهم است که در بخش راهکارها به آن خواهیم پرداخت.
مفاهیم کلیدی
برای روشن شدن فضای مفهومی بحث، لازم است چند واژه کلیدی را تعریف کنیم:خانواده: جامعه شناسان، خانواده را بر گروهی از انسان ها اطلاق می کنند که از راه خون، زناشویی یا فرزندپذیری با یکدیگر ارتباط می یابند و طی یک دوره زمانی نامشخص با هم زندگی می-کنند.[10]خانواده، اولین و کوچک ترین جامعه ای است که افراد در آن پرورش می یابند و نیروهای درونی و استعدادهای طبیعی خود را شکوفا می سازند. خانواده، آمادهگاهی برای ورود بهتر و موفق تر به جامعه بزرگ انسانی است. بی شک عوامل بسیاری در شکل دهی به شخصیت انسان ها مؤثر است؛ محیط طبیعی، وراثت، جامعه و ...، اما در این میان، نقش خانواده برجستگی ویژه ای دارد. بخش مهمی از شخصیت انسان در خانواده شکل می گیرد و گزافه نیست اگر بگوییم پایه های خوشبختی و بدبختی هر فرد در جامعه کوچک خانواده بنا نهاده می شود. انسان ها، الفبای زندگانی و چگونه زیستن را ابتدا از خانواده می آموزند و این از واقعیت دور نیست؛ زیرا بخش زیادی از دوران شکل گیری شخصیت انسان (دوران کودکی) در ارتباط با اعضای خانواده سپری می شود.از نظر جامعه شناسان، خانواده دو گونه است: خانواده گسترده و خانواده هسته ای. خانواده گسترده، بر رابطه خونی تعداد گسترده ای از افراد و گروهی مرکّب از سه نسل یا بیشتر مبتنی است که در یک مسکن یا در نزدیکی هم زندگی می کنند.[11]
خانواده هسته ای، به یک واحد خانوادگی بنیادی که از همسر، شوهر و فرزندانشان ترکیب شده، اطلاق می شود.[12]خانواده با هر کدام از از این ساختارها، کارکردهایی دارد که نیازهای اساسی اعضای خود را برآورده می سازد. در ذیل به چند نمونه از کارکردهای مهم خانواده اشاره می کنیم:1. تنظیم رفتار جنسی و زاد و ولد؛ 2. مراقبت و محافظت از کودکان، ناتوانان و سالمندان؛ 3. امنیت اقتصادی اعضا؛ 4. اجتماعی کردن فرزندان.با صنعتی شدن جوامع، خانواده بخشی از کارکردهای خود را به نهادهای اجتماعی دیگر واگذار کرد. با این همه، هنوز هم در بسیاری از جوامع، خانواده از مهم ترین عوامل اجتماعی کردن فرزندان است.اجتماعی کردن، یکی از کارکردهای مهم خانواده، جامعه پذیر کردن یا اجتماعی کردن کودکان است. جامعهپذیری، فرایندی است که انسان ها از راه آن، شیوه های زندگی را فرا می گیرند، شخصیت مییابند و آمادگی عملکرد در جامعه را به دست میآورند. انسان ها از راه درونی ساختن فرایند اجتماعی شدن، یاد می گیرند چگونه باید نیازهای زیستی بنیادی شان را به شیوه ای از نظر اجتماعی مقبول، برآورده سازند.[13]
جامعه-شناسان، چند چیز را از عوامل اجتماعی شدن برشمرده اند: خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانه های همگانی.خانواده از مهم ترین عوامل فرایند اجتماعی شدن است؛ زیرا این فرایند از درون خانواده آغاز می شود. خانواده، نماینده تمامی جهان پیرامون کودکان است. تصویری که کودکان از خود دارند، به این بستگی دارد که اعضای خانواده، چه احساسی درباره آنان دارند. به همین دلیل، برداشت آنها از خودشان، جهان و مردم پیرامونشان، تحتتأثیر رویکرد و باورداشت های خانواده شکل می گیرد. به عبارت روشن تر، ارزش هایی که فرد می پذیرد و نقش های گوناگونی که از او انتظار می رود، همه و همه در چارچوب محیط خانواده آموخته می شود. نخستین وابستگی های عاطفی، در خانه برای کودک شکل می گیرد و زبان را در خانه می آموزد پس نقطه آغازین درونی شدن ارزش ها و هنجارها برای کودک، خانه است. شاید به همین دلیل در روایات پیشوایان دینی ما، خانواده، بهترین و محکم ترین بنا معرفی شده است. حضرت رسول6 می فرماید: مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیج؛[14]
در اسلام بنایی، در نزد خدا محبوبتر و محکمتر از ازدواج، بنا نشده است.حضرت امام خمینی (ره) درباره نقش مهم خانواده در جامعهپذیر کردن و تربیت فرزندان می فرماید:نقش خانواده و به خصوص مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان، بسیار حساس است و اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسان تر خواهد بود. اساساً تربیت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع می شود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان، استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایه ریزی می شود.[15]ذکر این نکته نیز شایسته است که فرایند اجتماعی شدن، ویژه دوران کودکی نیست بلکه این فرایند از همان ماه های اولیه تولد آغاز میشود و تا پایان عمر انسان ادامه می یابد. البته سرعت، شدت و تأثیرگذاری این فرایند در دوران خردسالی، یعنی دورانی تأثیرپذیری فرد از خانواده، بیش از مراحل دیگر زندگی است.پیش از این گفتیم که یکی از کارکردهای مهم نهاد خانواده، اجتماعی کردن فرزندان است. نیز بیان کردیم که اجتماعی کردن، فرایندی است که در آن، افراد جامعه، ارزش ها، عقاید و الگوهای فکری و عملی جامعه خویش را فرا می گیرند. یکی از ارزش های مهم جامعه اسلامی ما که خانواده باید آن را به فرزندان انتقال دهد، محبت و دوستی پیامبر(ص) و اهلبیت او، به ویژه امام زمان(عج) است. محبت حضرت مهدی(عج)، ارزشی است که میتواند از راه خانواده به فرزندان انتقال یابد. اصولاً انتقال محبت آن حضرت، در راستای کارکرد اجتماعی کردن و انتقال ارزش های جامعه به فرزندان است. محبت اهل بیت(ع) در جامعه ما ارزش بوده، وظیفه انتقال این ارزش به نسل های بعد، بر عهده عوامل اجتماعی کننده، به ویژه خانواده است.محبت: محبت، از ماده حب و به معنای دوستی، دوست داشتن و علاقه است[16].
وقتی گفته می شود، من به فلان شخص محبت دارم، بدان معناست که او را دوست می دارم. در محبت سه عنصر مهم وجود دارد: محب و دوستدار، یعنی کسی که دیگری را دوست می دارد؛ محبوب، یعنی کسی که دیگری او را دوست دارد؛ حب، یعنی علاقه و دوستی.محبت ورزیدن، از اموری است که در نهاد انسان ها به امانت نهاده شده است. اگر دوستی و محبت بین افراد اجتماع نبود، زندگی با یکدیگر امکان نداشت. محبت، گوهری است که نوع انسانی را به همدیگر نزدیک می سازد. در روایات دینی ما، محبت روی دیگر دین است. امام صادق7 می فرماید: هَل الدّینُ الّا الحُبُّ؟[17]آیا دین چیزی جز دوستی است؟ نیز از آن حضرت است که: الدّینُ هو الحُبُّ و الحُبُّ هو الدّینُ؛[18]دین، دوستی است و دوستی، دین است. این روایات، نقش برجسته محبت و محبت ورزی را در اجتماع دینی و کارکردهای مثبت آن در بقا و حفظ همبستگی اجتماعی بیان می کند. در این میان، محبت ورزیدن به اهل بیت:، ویژگی خاص خود را دارد و در روایات پیشوایان دینی ما، نشانه ایمان شمرده شده است.پیامبر اکرم (ص) می فرماید: لایُؤمنُ احدُکم حتّی أکُونَ احبَّ الیه من نفسِه وَ أهلی أحَبَّ الیه من اهلِه؛[19] هیچکدام از شما ایمان کامل ندارد، مگر اینکه مرا از خودش و اهل بیتم را از اهلبیت خودش بیشتر دوست داشته باشد. نیز محبت اهلبیت(ع)، نشانه دستیازی به خیر دنیا و آخرت دانسته شده است: مَن رَزَقَه الله حُبُّ الائمةِ من اهلِ بیتی فقد أصابَ خیرَ الدنیا و الآخرةِ، فلایَشُکَنَّ أنَّه فی الجَنَّةِ؛[20] خداوند به هر کس محبت اهلبیتم را روزی دهد، او خیر دنیا و آخرت را به دست آورده و نباید شک کند که از اهل بهشت است. نیز از پیامبر اسلام6 نقل شده که فرمود: حُبّی و حبُّ اهلِ بیتی نافعٌ فی سبعةِ مواطنَ أهوالُهنَّ عظیمةٌ: عند الوفاةِ و فی القبرِ و عندَ النشورِ و عندَ الکتابِ و عندَ الحسابِ و عندَ المیزانِ و عندَ الصّراطِ؛[21] دوستی من و دوستی خاندانم در هفت جا که وحشت آن زیاد است، به شما نفع می رساند: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برانگیخته شدن، هنگام نوشتن اعمال، هنگام حساب، هنگام سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط. روایات در اینباره بسیار است. ما به همین مقدار بسنده میکنیم و خواننده گرامی را دعوت می کنیم در کتاب های مفصل، دیگر روایات را مطالعه کند.
خانواده هسته ای، به یک واحد خانوادگی بنیادی که از همسر، شوهر و فرزندانشان ترکیب شده، اطلاق می شود.[12]خانواده با هر کدام از از این ساختارها، کارکردهایی دارد که نیازهای اساسی اعضای خود را برآورده می سازد. در ذیل به چند نمونه از کارکردهای مهم خانواده اشاره می کنیم:1. تنظیم رفتار جنسی و زاد و ولد؛ 2. مراقبت و محافظت از کودکان، ناتوانان و سالمندان؛ 3. امنیت اقتصادی اعضا؛ 4. اجتماعی کردن فرزندان.با صنعتی شدن جوامع، خانواده بخشی از کارکردهای خود را به نهادهای اجتماعی دیگر واگذار کرد. با این همه، هنوز هم در بسیاری از جوامع، خانواده از مهم ترین عوامل اجتماعی کردن فرزندان است.اجتماعی کردن، یکی از کارکردهای مهم خانواده، جامعه پذیر کردن یا اجتماعی کردن کودکان است. جامعهپذیری، فرایندی است که انسان ها از راه آن، شیوه های زندگی را فرا می گیرند، شخصیت مییابند و آمادگی عملکرد در جامعه را به دست میآورند. انسان ها از راه درونی ساختن فرایند اجتماعی شدن، یاد می گیرند چگونه باید نیازهای زیستی بنیادی شان را به شیوه ای از نظر اجتماعی مقبول، برآورده سازند.[13]
جامعه-شناسان، چند چیز را از عوامل اجتماعی شدن برشمرده اند: خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانه های همگانی.خانواده از مهم ترین عوامل فرایند اجتماعی شدن است؛ زیرا این فرایند از درون خانواده آغاز می شود. خانواده، نماینده تمامی جهان پیرامون کودکان است. تصویری که کودکان از خود دارند، به این بستگی دارد که اعضای خانواده، چه احساسی درباره آنان دارند. به همین دلیل، برداشت آنها از خودشان، جهان و مردم پیرامونشان، تحتتأثیر رویکرد و باورداشت های خانواده شکل می گیرد. به عبارت روشن تر، ارزش هایی که فرد می پذیرد و نقش های گوناگونی که از او انتظار می رود، همه و همه در چارچوب محیط خانواده آموخته می شود. نخستین وابستگی های عاطفی، در خانه برای کودک شکل می گیرد و زبان را در خانه می آموزد پس نقطه آغازین درونی شدن ارزش ها و هنجارها برای کودک، خانه است. شاید به همین دلیل در روایات پیشوایان دینی ما، خانواده، بهترین و محکم ترین بنا معرفی شده است. حضرت رسول6 می فرماید: مَا بُنِیَ فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیج؛[14]
در اسلام بنایی، در نزد خدا محبوبتر و محکمتر از ازدواج، بنا نشده است.حضرت امام خمینی (ره) درباره نقش مهم خانواده در جامعهپذیر کردن و تربیت فرزندان می فرماید:نقش خانواده و به خصوص مادر در نونهالان و پدر در نوجوانان، بسیار حساس است و اگر فرزندان در دامن مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند، کار معلمان نیز آسان تر خواهد بود. اساساً تربیت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع می شود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان، استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایه ریزی می شود.[15]ذکر این نکته نیز شایسته است که فرایند اجتماعی شدن، ویژه دوران کودکی نیست بلکه این فرایند از همان ماه های اولیه تولد آغاز میشود و تا پایان عمر انسان ادامه می یابد. البته سرعت، شدت و تأثیرگذاری این فرایند در دوران خردسالی، یعنی دورانی تأثیرپذیری فرد از خانواده، بیش از مراحل دیگر زندگی است.پیش از این گفتیم که یکی از کارکردهای مهم نهاد خانواده، اجتماعی کردن فرزندان است. نیز بیان کردیم که اجتماعی کردن، فرایندی است که در آن، افراد جامعه، ارزش ها، عقاید و الگوهای فکری و عملی جامعه خویش را فرا می گیرند. یکی از ارزش های مهم جامعه اسلامی ما که خانواده باید آن را به فرزندان انتقال دهد، محبت و دوستی پیامبر(ص) و اهلبیت او، به ویژه امام زمان(عج) است. محبت حضرت مهدی(عج)، ارزشی است که میتواند از راه خانواده به فرزندان انتقال یابد. اصولاً انتقال محبت آن حضرت، در راستای کارکرد اجتماعی کردن و انتقال ارزش های جامعه به فرزندان است. محبت اهل بیت(ع) در جامعه ما ارزش بوده، وظیفه انتقال این ارزش به نسل های بعد، بر عهده عوامل اجتماعی کننده، به ویژه خانواده است.محبت: محبت، از ماده حب و به معنای دوستی، دوست داشتن و علاقه است[16].
وقتی گفته می شود، من به فلان شخص محبت دارم، بدان معناست که او را دوست می دارم. در محبت سه عنصر مهم وجود دارد: محب و دوستدار، یعنی کسی که دیگری را دوست می دارد؛ محبوب، یعنی کسی که دیگری او را دوست دارد؛ حب، یعنی علاقه و دوستی.محبت ورزیدن، از اموری است که در نهاد انسان ها به امانت نهاده شده است. اگر دوستی و محبت بین افراد اجتماع نبود، زندگی با یکدیگر امکان نداشت. محبت، گوهری است که نوع انسانی را به همدیگر نزدیک می سازد. در روایات دینی ما، محبت روی دیگر دین است. امام صادق7 می فرماید: هَل الدّینُ الّا الحُبُّ؟[17]آیا دین چیزی جز دوستی است؟ نیز از آن حضرت است که: الدّینُ هو الحُبُّ و الحُبُّ هو الدّینُ؛[18]دین، دوستی است و دوستی، دین است. این روایات، نقش برجسته محبت و محبت ورزی را در اجتماع دینی و کارکردهای مثبت آن در بقا و حفظ همبستگی اجتماعی بیان می کند. در این میان، محبت ورزیدن به اهل بیت:، ویژگی خاص خود را دارد و در روایات پیشوایان دینی ما، نشانه ایمان شمرده شده است.پیامبر اکرم (ص) می فرماید: لایُؤمنُ احدُکم حتّی أکُونَ احبَّ الیه من نفسِه وَ أهلی أحَبَّ الیه من اهلِه؛[19] هیچکدام از شما ایمان کامل ندارد، مگر اینکه مرا از خودش و اهل بیتم را از اهلبیت خودش بیشتر دوست داشته باشد. نیز محبت اهلبیت(ع)، نشانه دستیازی به خیر دنیا و آخرت دانسته شده است: مَن رَزَقَه الله حُبُّ الائمةِ من اهلِ بیتی فقد أصابَ خیرَ الدنیا و الآخرةِ، فلایَشُکَنَّ أنَّه فی الجَنَّةِ؛[20] خداوند به هر کس محبت اهلبیتم را روزی دهد، او خیر دنیا و آخرت را به دست آورده و نباید شک کند که از اهل بهشت است. نیز از پیامبر اسلام6 نقل شده که فرمود: حُبّی و حبُّ اهلِ بیتی نافعٌ فی سبعةِ مواطنَ أهوالُهنَّ عظیمةٌ: عند الوفاةِ و فی القبرِ و عندَ النشورِ و عندَ الکتابِ و عندَ الحسابِ و عندَ المیزانِ و عندَ الصّراطِ؛[21] دوستی من و دوستی خاندانم در هفت جا که وحشت آن زیاد است، به شما نفع می رساند: هنگام مرگ، در قبر، هنگام برانگیخته شدن، هنگام نوشتن اعمال، هنگام حساب، هنگام سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط. روایات در اینباره بسیار است. ما به همین مقدار بسنده میکنیم و خواننده گرامی را دعوت می کنیم در کتاب های مفصل، دیگر روایات را مطالعه کند.
اخلاص در تربیت
نکته اول پیش از پرداختن به بحث راهکارها که می تواند نوع نگاه ما را عوض کند و راهکارها را کارآمد و مؤثر سازد، توجه به بحث اخلاص است. گرچه در مکتب های مختلف تربیتی چنین بحثی جایگاهی ندارد، در مکتب اسلام یکی از شاخص های مطلوبیت امور، اخلاص است. لذا می توان به آن در امور تربیتی و به ویژه انتقال محبت حضرت به فرزندان توجه کرد تا از برکات فراوان آن بهره مند شد. در ابتدا به چند روایت در مورد اخلاص توجه کنید:
1-امام صادق(ع) می فرماید: لابدَّ للعبدِ مِن خالصِ النّیةِ فی کلِّ حرکةٍ و سکونٍ، اذ لولم یکن بهذا المعنی یکونُ غافلا و الغافلون قد وصفهم اللهُ بقولِه ان هم کالانعامِ بَل هم أضَلَّ سبیلا؛[22] بنده باید نیت خود را در هر حرکت و سکونش، خالص کند. در غیر اینصورت، از غافلان شمرده می شود؛ غافلانی که خداوند آنها را مثل چارپایان، بلکه گمراه تر معرفی کرده است.
2. امام علی(ع) می فرماید: طوبی لِمَن أخلص لله عَمَلَه و علمَه و حبَّه و بغضَه و اخذَه و ترکَه و کلامَه و صمتَه و فعلَه و قولَه؛[23] خوشا به حال آنکه عمل، علم، حب، بغض، انجام، ترک، کلام، سکوت، کردار و گفتارش را فقط برای خدا انجام دهد.3. حضرت علی(ع) میفرماید: العملُ کلُّه هباءاً الّا ما أخلص فیه؛[24] هر عملی بر باد است، جز مقداری که در آن خلوص نیت باشد.بنابراین، والدین محترم باید بر اساس این روایات، اخلاص در تربیت را رعایت کنند و هدفشان، افتخار و بالیدن به فرزند خود نزد دیگران یا امور مادی و دنیوی نباشد. اگر هدف و نیت فقط خدا بود و اینکه فرزند امانت الهی است که من وظیفه دارم او را خوب پرورش دهم تا نزد خدا و اولیای او سرافراز باشم، برکات بسیاری در دنیا و آخرت از این فرزند نصیب والدین و جامعه میگردد که در روایات به برخی از آنها اشاره شده است:
1. امام علی(ع) میفرماید: فی اخلاصِ النیّاتِ نَجاحُ الامورِ؛[25]موفقیت کارها در اخلاص است.
2. حضرت علی(ع) فرموده است: مَن اخلص بَلَغ الآمالَ؛[26] کسی که اخلاص داشت، به آرزوهای خود خواهد رسید.نکته آخر اینکه کار خالصانه اندک، بهتر از کارهای فراوان بدون این صفت است. لذا اگر در امر تربیت و به ویژه انتقال محبت حضرت به فرزندان اخلاص باشد، تلاش کم والدین، اثر بخشتر از تلاشهای بسیار بدون اخلاص خواهد بود. حضرت نبی اکرم(ص) میفرماید: أخلص دینَکَ یَکفیکَ القلیلُ من العملِ؛[27] قلبت را خالص کن که همان عمل کم برای تو کافی است.
1-امام صادق(ع) می فرماید: لابدَّ للعبدِ مِن خالصِ النّیةِ فی کلِّ حرکةٍ و سکونٍ، اذ لولم یکن بهذا المعنی یکونُ غافلا و الغافلون قد وصفهم اللهُ بقولِه ان هم کالانعامِ بَل هم أضَلَّ سبیلا؛[22] بنده باید نیت خود را در هر حرکت و سکونش، خالص کند. در غیر اینصورت، از غافلان شمرده می شود؛ غافلانی که خداوند آنها را مثل چارپایان، بلکه گمراه تر معرفی کرده است.
2. امام علی(ع) می فرماید: طوبی لِمَن أخلص لله عَمَلَه و علمَه و حبَّه و بغضَه و اخذَه و ترکَه و کلامَه و صمتَه و فعلَه و قولَه؛[23] خوشا به حال آنکه عمل، علم، حب، بغض، انجام، ترک، کلام، سکوت، کردار و گفتارش را فقط برای خدا انجام دهد.3. حضرت علی(ع) میفرماید: العملُ کلُّه هباءاً الّا ما أخلص فیه؛[24] هر عملی بر باد است، جز مقداری که در آن خلوص نیت باشد.بنابراین، والدین محترم باید بر اساس این روایات، اخلاص در تربیت را رعایت کنند و هدفشان، افتخار و بالیدن به فرزند خود نزد دیگران یا امور مادی و دنیوی نباشد. اگر هدف و نیت فقط خدا بود و اینکه فرزند امانت الهی است که من وظیفه دارم او را خوب پرورش دهم تا نزد خدا و اولیای او سرافراز باشم، برکات بسیاری در دنیا و آخرت از این فرزند نصیب والدین و جامعه میگردد که در روایات به برخی از آنها اشاره شده است:
1. امام علی(ع) میفرماید: فی اخلاصِ النیّاتِ نَجاحُ الامورِ؛[25]موفقیت کارها در اخلاص است.
2. حضرت علی(ع) فرموده است: مَن اخلص بَلَغ الآمالَ؛[26] کسی که اخلاص داشت، به آرزوهای خود خواهد رسید.نکته آخر اینکه کار خالصانه اندک، بهتر از کارهای فراوان بدون این صفت است. لذا اگر در امر تربیت و به ویژه انتقال محبت حضرت به فرزندان اخلاص باشد، تلاش کم والدین، اثر بخشتر از تلاشهای بسیار بدون اخلاص خواهد بود. حضرت نبی اکرم(ص) میفرماید: أخلص دینَکَ یَکفیکَ القلیلُ من العملِ؛[27] قلبت را خالص کن که همان عمل کم برای تو کافی است.
استمرار در تربیت
نکته دوم بحث استمرار در تربیت دینی و انتقال محبت حضرت است. کودک باید از کوچکی تا بزرگسالی، محبت حضرت را نوش جان کند و با تمام وجود آن را لمس نماید. همانطور که فرزند به غذا احتیاج دارد و والدین بر خود فرض میدانند همواره نیازهای جسمی او را برآورده سازند، در امور دینی و محبت اهلبیت نیز این باید همیشگی باشد؛ البته این کار در هر سنی به شیوه خاص خود و متناسب با توانایی فرزندان است. در بحث آسیبها بیشتر به این بحث میپردازیم.شاهد این مدعا که استمرار شرط لازم در امور تربیتی است، افزون بر اعتراف هر صاحب خرد و تجربههای فراوان، حقوق متقابل والدین و فرزندان بر یکدیگر است. بر این اساس، هنگامی که فرزند کوچکتر است، حق او بر والدین بیشتر است و به مرور زمان که رشد میکند و بزرگتر میشود، حق والدین بر او بیشتر میشود. در هر حال، هر دو بر یکدیگر حق دارند. از این رو، امیر مؤمنان علی(ع) هنگام بازگشت از صفین، در نامهای به فرزند خود امام حسن(ع)، حق فرزند بر پدر را بیان میکند.[28] شایسته است این نامه تحت عنوان منشور تربیتی برای خانوادهها مطرح شود.
راهکارهای انتقال محبت حضرت
پس از بیان نقش مهم خانواده در جامعهپذیر کردن فرزندان و اینکه انتقال محبت حضرت، یکی از کارکردهای خانواده اسلامی است، نوبت به بیان راهکارهای انتقال محبت به فرزندان میرسد؛ راهکارهایی که رعایت آنها، حضرت را محبوب فرزندان خواهد کرد.البته نکته اینجاست که شیوههای رفتاری پیشنهادی، غالباً بر اساس روایات بوده و منحصر در این موارد نیست. پس این هنر والدین است که بتوانند با شیوههای جذاب، عشق و محبت را در وجود فرزندان خویش نهادینه سازند.
1. عامل وراثت و زیستشناختی (انتقال ویژگیهای جسمی و روانی پدر و مادر به فرزندان)
نقش وراثت و انتقال خلق و خویهای والدین به فرزندان بر کسی پوشیده نیست. وراثت با وجود اختیار فرزندان، زمینه و بستر مناسبی برای پذیرش و حرکت فرزندان به سمت و سوی خاص را فراهم میآورد. در ذیل، به چند مورد از مواردی که به نوعی به تأثیر وراثت در روایات آمده، اشاره میکنیم:
پیامبر اسلام(ص) فرمود: تَزَوَّجُوا فی الحِجزِ الصالح، فانَّ العِرقَ دسّاسٌ؛[29] با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا خون اثر دارد.نیز آن حضرت میفرماید: تخیّروا لِنُطفِکُم فانّ النساء یَلِدنَ اشباهَ اخوانِهِنَّ و اَخَواتِهنَّ؛[30]برای نطفههای خود گزینش کنید، زیرا زنان، بچههایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا میآورند.همچنین بعضی از روایات، از ازدواج با افرادی نهی کرده است؛ مثل زن زیبارویی که در خانواده فاسد رشد کرده است،[31] زن احمق، زن بد زبان، مرد شرابخوار، بد اخلاق و.. . این روایات در حقیقت به نوعی نقش وراثت را در انتقال ویژگیها از والدین به فرزندان بیان میکنند. از این رو، برخی از دانشمندان نقش وراثت را در ناهنجاریهای اجتماعی و تبهکاران برجسته کردهاند.در تأثیر وراثت در تربیت، به نفرین حضرت نوح در قرآن توجه کنید که از خدا میخواهد کسی از کافران را برجای نگذارد تا دیگر نسل پلید و کافرزاده نشود: gوَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنْ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًاf؛[32]
نوح گفت: پروردگارا! هیچکس را از کافران بر روی زمین مگذار، چرا که اگر تو آنان را باقی نهی، بندگانت را گمراه میکنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.
امیر مؤمنان علی(ع)میفرماید:حُسنُ الاَخلاقِ بُرهانُ کَرَمِ الاَعراقِ؛[33] خوی نکو، نشان وراثت نیکوست.تأثیر وراثت، به معنای اختیار نداشتن انسان نیست؛ بلکه بیان روند طبیعی انتقال صفات از اصل به فرع است. در حقیقت سعادت، شقاوت، کفر، ایمان و ... در کودک حالت تعلیقی دارد که چون در محیط مساعد قرار گیرد، به فعلیت میرسد. به بیان دیگر، «نقش وراثت آن است که زمینههای سرشتی را قویتر میکند و ضریب امکان تحقق آنها را در شرایط محیطی مناسب افزایش میدهد».[34] پس اگر انسان در انتخاب همسر دقت کند و عوامل دینی و اخلاقی را در اولویت قرار دهد، زمینه و بستری فراهم میآورد تا در آینده بتواند به آسانی محبت حضرت مهدی(عج) را به فرزند خود انتقال دهد.
ب) لقمه حلال خوردن و آشامیدن، شرط حیات انسان و امری است که امر و نهی نمیپذیرد. اما اینکه انسان چه چیزی را بخورد و چه چیزی را نخورد، مهم است. از این رو مکتب اسلام، برای این مسئله اهمیت فراوان قائل شده و آیات و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد:فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا؛[35] نیز در حدیث شریف است که پیامبر(ص) فرمود:طَلبُ الحلالِ فریضةٌ علی کلِّ مسلمٍ؛[36] طلب روزی حلال بر هر مسلمانی واجب است. همچنین مسلمانان از پیامدهای بد غذای حرام برحذر شدهاند:gیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِf؛[37] ای اهل ایمان! مال یکدیگر را به ناحق نخورید.بنابراین، والدین پیش از به دنیا آمدن فرزند، باید بدانند چه غذایی میخورند تا بستری مناسب را آماده کنند که در آینده فرزندشان آمادگی پذیرش محبت اهلبیت(ع) را بیابند.
ج) آداب زمان بسته شدن نطفه
در این زمینه سفارشهای بسیاری شده است؛ از جمله خواندن دعاهای وارده، با طهارت بودن، زمان خاص و رعایت مکان. حتی کنترل افکار و خطورات ذهنی هم میتواند نطفه فرزندی را شکل دهد که در آینده دستورات دینی و محبت حضرت حجت را به راحتی بپذیرد.[38]
د) آداب بارداری
همه رفتار و گفتار انسان، مثل رفت و آمدها، شنیدنیها، گفتنیها، نگاهها، اندیشهها، خواندنیها و ...، همه به نحوی در نوزاد اثر میگذارد.
.هـ) آداب شیردادن
شیردادن نوزادان آدابی دارد؛ مثل با وضو بودن، رو به قبله بودن و ... . یکی از رمزهای موفقیت بزرگان دین که به مقامات عالی دینی رسیدند، رعایت همین مسائل از سوی مادران و پدران ایشان بوده است.
2. الگوهای نقش
منظور از الگوهای نقش، کسانی هستند که فرزند رفتار آنها را سرمشق خویش قرار میدهد و برای او الگو به شمار میآیند؛ مثل والدین، دوستان و ... . والدین در اینباره دو نقش برعهده دارند:
الف) خودشان همانند الگو، در گفتار و کردار محبت حضرت را در دل فرزند به وجود آورند. در این صورت، ابتدا باید خودشان حضرت را دوست بدارند و این محبت در کردار و گفتارشان بروز یابد. بنابراین، والدین که الگوی کودکان هستند، باید عاشق حضرت باشند و این عشق را نشان دهند؛ برای مثال، هنگام شنیدن نام حضرت، ادای احترام کنند و ...
ب) پدر و مادر باید الگوهای خوب را به فرزند معرفی کنند. به بیان دیگر، زمینهای فراهم آورند تا فرزندشان به سمت الگوهای مثبت گرایش یابد. این الگوها عبارتاند از: دوستان، محیط آموزشی و تربیتی( ثبتنام در مدرسهای مناسب یا مراکز فرهنگی خاص) و خویشان و آشنایان. خلاصه، فرزند باید با کسانی ارتباط داشته باشد که عاشق حضرت حجتاند تا در نتیجه، فرزند در ارتباط با آنها، بر اثر الگوپذیری، محبت حضرت در درونش نهادینه شود.البته این امر نباید حالت تحمیلی یابد که کودک را مجبور به دوستی با کسی کنیم بلکه با شیوههای نرم و مناسب، زمینه دوستی فرزند با افراد، گروهها و مراکز مناسب را فراهم آوریم تا خودش با میل و رغبت به سمت آنها برود.
3. فرهنگ سازی
منظور آن است که والدین در راه ارزش جلوه دادن محبت حضرت به طوری تلاش کنند که این محبت و دوستی، یکی از ارزشهای مهم برای فرزند تلقی شود. در اینباره لازم است پدر و مادر نکاتی را رعایت کنند:الف) تعظیم و تکریم حضرت از سوی والدین که پیشتر بیان شد؛
هر انسانی، عاشق زیبایی است. بنابراین، اگر ما زیباییها و صفات نیک حضرت را به زبان کودکان بیان کنیم، آنها عاشق حضرت میشوند، چنانکه حضرت صادق(ع) میفرماید:خداوند بندهای را که ما اهلبیت را نزد مردم محبوب کند، رحمت نماید. ... همانا به خدا سوگند اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت میکردند، به سبب آن عزیزتر میشدند.[39]در اینجا برای نمونه، به چند مورد از زیباییهای رفتاری و ظاهری حضرت اشاره میکنیم:1. کمک به شیعیان ستمدیده: در نوشتهای از حضرت به شیخ مفید اینچنین آمده است:
ما نظر خود را از شما بر نمیگیریم و فراموشتان نمیکنیم که اگر چنین بود، گرفتاریها شما را از پای میانداخت.[40]
2. مهربانی با شیعیان: حضرت صادق(ع) میفرمایند:
... البته ما به شما از خودتان مهربانتریم.[41]
3. پدر بودن حضرت برای پیروانشان: احادیثی که اشاره دارد امام در مورد مؤمنان، به منزله پدری مهربان، بلکه مهربانتر از پدر است.
4. ناراحتی حضرت با ناراحتی شیعیان: در برخی احادیث آمده که امام در ناراحتی شیعیانش محزون میشود و در مصائب آنها متأثر و در بیماری ایشان بیمار.
5. زیبایی ظاهری حضرت: در روایات متعدد آمده که حضرت مهدی4، شبیهترین افراد به پیامبر(ص) است و میدانیم که نبی مکرم اسلام(ص) زیباترین و خوش صورتترین مردم بوده است. همچنین در برخی روایات آمده که:المهدی طاووس اهل الجنة؛[42]
1. عامل وراثت و زیستشناختی (انتقال ویژگیهای جسمی و روانی پدر و مادر به فرزندان)
نقش وراثت و انتقال خلق و خویهای والدین به فرزندان بر کسی پوشیده نیست. وراثت با وجود اختیار فرزندان، زمینه و بستر مناسبی برای پذیرش و حرکت فرزندان به سمت و سوی خاص را فراهم میآورد. در ذیل، به چند مورد از مواردی که به نوعی به تأثیر وراثت در روایات آمده، اشاره میکنیم:
پیامبر اسلام(ص) فرمود: تَزَوَّجُوا فی الحِجزِ الصالح، فانَّ العِرقَ دسّاسٌ؛[29] با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید، زیرا خون اثر دارد.نیز آن حضرت میفرماید: تخیّروا لِنُطفِکُم فانّ النساء یَلِدنَ اشباهَ اخوانِهِنَّ و اَخَواتِهنَّ؛[30]برای نطفههای خود گزینش کنید، زیرا زنان، بچههایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا میآورند.همچنین بعضی از روایات، از ازدواج با افرادی نهی کرده است؛ مثل زن زیبارویی که در خانواده فاسد رشد کرده است،[31] زن احمق، زن بد زبان، مرد شرابخوار، بد اخلاق و.. . این روایات در حقیقت به نوعی نقش وراثت را در انتقال ویژگیها از والدین به فرزندان بیان میکنند. از این رو، برخی از دانشمندان نقش وراثت را در ناهنجاریهای اجتماعی و تبهکاران برجسته کردهاند.در تأثیر وراثت در تربیت، به نفرین حضرت نوح در قرآن توجه کنید که از خدا میخواهد کسی از کافران را برجای نگذارد تا دیگر نسل پلید و کافرزاده نشود: gوَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنْ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًاf؛[32]
نوح گفت: پروردگارا! هیچکس را از کافران بر روی زمین مگذار، چرا که اگر تو آنان را باقی نهی، بندگانت را گمراه میکنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.
امیر مؤمنان علی(ع)میفرماید:حُسنُ الاَخلاقِ بُرهانُ کَرَمِ الاَعراقِ؛[33] خوی نکو، نشان وراثت نیکوست.تأثیر وراثت، به معنای اختیار نداشتن انسان نیست؛ بلکه بیان روند طبیعی انتقال صفات از اصل به فرع است. در حقیقت سعادت، شقاوت، کفر، ایمان و ... در کودک حالت تعلیقی دارد که چون در محیط مساعد قرار گیرد، به فعلیت میرسد. به بیان دیگر، «نقش وراثت آن است که زمینههای سرشتی را قویتر میکند و ضریب امکان تحقق آنها را در شرایط محیطی مناسب افزایش میدهد».[34] پس اگر انسان در انتخاب همسر دقت کند و عوامل دینی و اخلاقی را در اولویت قرار دهد، زمینه و بستری فراهم میآورد تا در آینده بتواند به آسانی محبت حضرت مهدی(عج) را به فرزند خود انتقال دهد.
ب) لقمه حلال خوردن و آشامیدن، شرط حیات انسان و امری است که امر و نهی نمیپذیرد. اما اینکه انسان چه چیزی را بخورد و چه چیزی را نخورد، مهم است. از این رو مکتب اسلام، برای این مسئله اهمیت فراوان قائل شده و آیات و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد:فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا؛[35] نیز در حدیث شریف است که پیامبر(ص) فرمود:طَلبُ الحلالِ فریضةٌ علی کلِّ مسلمٍ؛[36] طلب روزی حلال بر هر مسلمانی واجب است. همچنین مسلمانان از پیامدهای بد غذای حرام برحذر شدهاند:gیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِf؛[37] ای اهل ایمان! مال یکدیگر را به ناحق نخورید.بنابراین، والدین پیش از به دنیا آمدن فرزند، باید بدانند چه غذایی میخورند تا بستری مناسب را آماده کنند که در آینده فرزندشان آمادگی پذیرش محبت اهلبیت(ع) را بیابند.
ج) آداب زمان بسته شدن نطفه
در این زمینه سفارشهای بسیاری شده است؛ از جمله خواندن دعاهای وارده، با طهارت بودن، زمان خاص و رعایت مکان. حتی کنترل افکار و خطورات ذهنی هم میتواند نطفه فرزندی را شکل دهد که در آینده دستورات دینی و محبت حضرت حجت را به راحتی بپذیرد.[38]
د) آداب بارداری
همه رفتار و گفتار انسان، مثل رفت و آمدها، شنیدنیها، گفتنیها، نگاهها، اندیشهها، خواندنیها و ...، همه به نحوی در نوزاد اثر میگذارد.
.هـ) آداب شیردادن
شیردادن نوزادان آدابی دارد؛ مثل با وضو بودن، رو به قبله بودن و ... . یکی از رمزهای موفقیت بزرگان دین که به مقامات عالی دینی رسیدند، رعایت همین مسائل از سوی مادران و پدران ایشان بوده است.
2. الگوهای نقش
منظور از الگوهای نقش، کسانی هستند که فرزند رفتار آنها را سرمشق خویش قرار میدهد و برای او الگو به شمار میآیند؛ مثل والدین، دوستان و ... . والدین در اینباره دو نقش برعهده دارند:
الف) خودشان همانند الگو، در گفتار و کردار محبت حضرت را در دل فرزند به وجود آورند. در این صورت، ابتدا باید خودشان حضرت را دوست بدارند و این محبت در کردار و گفتارشان بروز یابد. بنابراین، والدین که الگوی کودکان هستند، باید عاشق حضرت باشند و این عشق را نشان دهند؛ برای مثال، هنگام شنیدن نام حضرت، ادای احترام کنند و ...
ب) پدر و مادر باید الگوهای خوب را به فرزند معرفی کنند. به بیان دیگر، زمینهای فراهم آورند تا فرزندشان به سمت الگوهای مثبت گرایش یابد. این الگوها عبارتاند از: دوستان، محیط آموزشی و تربیتی( ثبتنام در مدرسهای مناسب یا مراکز فرهنگی خاص) و خویشان و آشنایان. خلاصه، فرزند باید با کسانی ارتباط داشته باشد که عاشق حضرت حجتاند تا در نتیجه، فرزند در ارتباط با آنها، بر اثر الگوپذیری، محبت حضرت در درونش نهادینه شود.البته این امر نباید حالت تحمیلی یابد که کودک را مجبور به دوستی با کسی کنیم بلکه با شیوههای نرم و مناسب، زمینه دوستی فرزند با افراد، گروهها و مراکز مناسب را فراهم آوریم تا خودش با میل و رغبت به سمت آنها برود.
3. فرهنگ سازی
منظور آن است که والدین در راه ارزش جلوه دادن محبت حضرت به طوری تلاش کنند که این محبت و دوستی، یکی از ارزشهای مهم برای فرزند تلقی شود. در اینباره لازم است پدر و مادر نکاتی را رعایت کنند:الف) تعظیم و تکریم حضرت از سوی والدین که پیشتر بیان شد؛
هر انسانی، عاشق زیبایی است. بنابراین، اگر ما زیباییها و صفات نیک حضرت را به زبان کودکان بیان کنیم، آنها عاشق حضرت میشوند، چنانکه حضرت صادق(ع) میفرماید:خداوند بندهای را که ما اهلبیت را نزد مردم محبوب کند، رحمت نماید. ... همانا به خدا سوگند اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت میکردند، به سبب آن عزیزتر میشدند.[39]در اینجا برای نمونه، به چند مورد از زیباییهای رفتاری و ظاهری حضرت اشاره میکنیم:1. کمک به شیعیان ستمدیده: در نوشتهای از حضرت به شیخ مفید اینچنین آمده است:
ما نظر خود را از شما بر نمیگیریم و فراموشتان نمیکنیم که اگر چنین بود، گرفتاریها شما را از پای میانداخت.[40]
2. مهربانی با شیعیان: حضرت صادق(ع) میفرمایند:
... البته ما به شما از خودتان مهربانتریم.[41]
3. پدر بودن حضرت برای پیروانشان: احادیثی که اشاره دارد امام در مورد مؤمنان، به منزله پدری مهربان، بلکه مهربانتر از پدر است.
4. ناراحتی حضرت با ناراحتی شیعیان: در برخی احادیث آمده که امام در ناراحتی شیعیانش محزون میشود و در مصائب آنها متأثر و در بیماری ایشان بیمار.
5. زیبایی ظاهری حضرت: در روایات متعدد آمده که حضرت مهدی4، شبیهترین افراد به پیامبر(ص) است و میدانیم که نبی مکرم اسلام(ص) زیباترین و خوش صورتترین مردم بوده است. همچنین در برخی روایات آمده که:المهدی طاووس اهل الجنة؛[42]
مهدی، طاووس بهشتیان است.
مهی که حسن جمالش ز ماه نیکوتر قدی ز شاخة شمشاد و سرو رعناتر
ز پرتو رخ نورانیاش قمر طالع درونِ گونة سرخش غروب مهر، نگر
به ملک خویش درآورده هر چه زیبایی که حسن مردم زیبا از او بود یکسر
6. دعای حضرت در حق ما: در نوشتهای که از حضرت رسیده، ایشان چنین مینویسد:
... زیرا ما با دعایی که از خداوند زمین و آسمان پوشیده نیست، در پی حفظ آنان(شیعیان) هستیم.[43]
با توجه به اینکه انسانها شیفته افراد بزرگ و بزرگوار هستند، میتوان با بیان اینکه حضرت واسطه فضل الهی بر بندگان و مایه قوام و ایستادگی آسمانها و زمین است، و نیز تمام نعمتهای الهی به واسطه آن حضرت به ما میرسد و نشناختن حضرت با زندگی و مرگ جاهلی مساوی است، محبت حضرت را در دل فرزندان پدید آورد.
به یقین اگر فرزندان ما درک کنند که هنگام ظهور، مردم و طبیعت چقدر زیبا میشوند، عاشق ظهور حضرت و خود ایشان میگردند. به چند نمونه از ویژگی دوران ظهور اشاره میکنیم:1. هیچ انسان فقیری پیدا نمیشود که انسان به او صدقه بدهد؛2. زمین و آسمان تمام نعمتهای خود را ارزانی میکنند، به طوری که زمین سرسبز و پر آب با میوههای فراوان میشود؛3. امنیت فردی، اجتماعی و اخلاقی کامل در زمین حاکم میگردد؛4. همه مشکلات و گرفتاریها برطرف میشود؛5. انسانهای با ایمان حاکم زمین خواهند شد؛این روایات، به طور تفصیلی در روایات عصر ظهور بیان شده است و میتوان به آنها مراجعه کرد.[44]
یکی از حقوق فرزندان بر والدین، نام نیک نهادن بر آنهاست. شاید دلیل آن این باشد که در حقیقت همین نامگذاری، به نوعی بیان ارزشها و تلقین این نکته است که اهلبیت برای ما جایگاه ویژه دارند. پس بدون تردید، ذکر نام نیک معصومان، باعث تأثیرپذیرفتن از آنها در کردار کودکان میشود. وقتی نام مهدی در فضای خانه برده شود، باعث یادآوری حضرت نزد فرزندان است که مقدمه محبت ایشان را فراهم میآورد.
معمولاً فرزندان، عاشق مراسم جشن و شادی هستند. بنابراین، اگر والدین بکوشند دستکم در نیمه شعبان جشن مختصری در منزل برپاکنند و از خویشان و فامیل دعوت نمایند و پذیرایی مختصری به عمل آورند، این کار اندک اندک عشق و محبت حضرت مهدی4 را در دل فرزندان میکارد. یکی از دانشمندان سنی مصری، کتابی در مورد فضیلتهای حضرت زهرا(س) به نام فاطمة و الفاطمیون نوشته است. وقتی از او انگیزهاش را درباره نوشتن این کتاب پرسیدند، پاسخ گفت که در کودکی پدرم به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا(س)، مجلس جشن در خانه برپا میکرد و من از میهمانان پذیرایی میکردم و از همان کودکی، محبت حضرت زهرا(س) در دل من ایجاد شد.
منبع : خبرگزاری فارس
ز پرتو رخ نورانیاش قمر طالع درونِ گونة سرخش غروب مهر، نگر
به ملک خویش درآورده هر چه زیبایی که حسن مردم زیبا از او بود یکسر
6. دعای حضرت در حق ما: در نوشتهای که از حضرت رسیده، ایشان چنین مینویسد:
... زیرا ما با دعایی که از خداوند زمین و آسمان پوشیده نیست، در پی حفظ آنان(شیعیان) هستیم.[43]
با توجه به اینکه انسانها شیفته افراد بزرگ و بزرگوار هستند، میتوان با بیان اینکه حضرت واسطه فضل الهی بر بندگان و مایه قوام و ایستادگی آسمانها و زمین است، و نیز تمام نعمتهای الهی به واسطه آن حضرت به ما میرسد و نشناختن حضرت با زندگی و مرگ جاهلی مساوی است، محبت حضرت را در دل فرزندان پدید آورد.
به یقین اگر فرزندان ما درک کنند که هنگام ظهور، مردم و طبیعت چقدر زیبا میشوند، عاشق ظهور حضرت و خود ایشان میگردند. به چند نمونه از ویژگی دوران ظهور اشاره میکنیم:1. هیچ انسان فقیری پیدا نمیشود که انسان به او صدقه بدهد؛2. زمین و آسمان تمام نعمتهای خود را ارزانی میکنند، به طوری که زمین سرسبز و پر آب با میوههای فراوان میشود؛3. امنیت فردی، اجتماعی و اخلاقی کامل در زمین حاکم میگردد؛4. همه مشکلات و گرفتاریها برطرف میشود؛5. انسانهای با ایمان حاکم زمین خواهند شد؛این روایات، به طور تفصیلی در روایات عصر ظهور بیان شده است و میتوان به آنها مراجعه کرد.[44]
یکی از حقوق فرزندان بر والدین، نام نیک نهادن بر آنهاست. شاید دلیل آن این باشد که در حقیقت همین نامگذاری، به نوعی بیان ارزشها و تلقین این نکته است که اهلبیت برای ما جایگاه ویژه دارند. پس بدون تردید، ذکر نام نیک معصومان، باعث تأثیرپذیرفتن از آنها در کردار کودکان میشود. وقتی نام مهدی در فضای خانه برده شود، باعث یادآوری حضرت نزد فرزندان است که مقدمه محبت ایشان را فراهم میآورد.
معمولاً فرزندان، عاشق مراسم جشن و شادی هستند. بنابراین، اگر والدین بکوشند دستکم در نیمه شعبان جشن مختصری در منزل برپاکنند و از خویشان و فامیل دعوت نمایند و پذیرایی مختصری به عمل آورند، این کار اندک اندک عشق و محبت حضرت مهدی4 را در دل فرزندان میکارد. یکی از دانشمندان سنی مصری، کتابی در مورد فضیلتهای حضرت زهرا(س) به نام فاطمة و الفاطمیون نوشته است. وقتی از او انگیزهاش را درباره نوشتن این کتاب پرسیدند، پاسخ گفت که در کودکی پدرم به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا(س)، مجلس جشن در خانه برپا میکرد و من از میهمانان پذیرایی میکردم و از همان کودکی، محبت حضرت زهرا(س) در دل من ایجاد شد.
منبع : خبرگزاری فارس
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}